نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 18:16 روز پنجشنبه هفتم آبان 1388
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 19:35 روز پنجشنبه نهم مهر 1388
متنی که جدیدا جلوی لب تابم نصب کردم تا وسوسه نشم هر دم سراغش برم اینه
SHUT DOWN YOUR COMPUTER
GO OUTSIDE
STUDY YOUR LESSONS
امتحان کنید معجزه می کنه (البته به صورت ظاهری )
اخطار: زیاد جدی نگیرید.
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 15:47 روز پنجشنبه نهم مهر 1388
به نظر شما اصولا اگر این جمعه نبود دانش آموزان به چه امیدی درس هاشونو روی هم می ریختند تا روز جمعه جبران کنند؟؟؟
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 0:38 روز یکشنبه پنجم مهر 1388
دوستان عزیز سلام خدا را شکر سال تحصیلی جدید شروع شده و به خوبی داره می گذره تا چشم روی هم بگذاریم این سال هم تمام می شه و لازمه از این جا تشکر مخصوصی داشته باشم از دبیران محترم که ما رو با گفتن این جمله که کتب درسی امسال بی نهایت سخته بسیار امیدوار می کنند. البته جمله ی اصلی دبیران این نیست. جمله دقیقی که میگویند این است که کتب امسال دارای محتوای بیشتر و حجیم تر است و نیاز به کار بیشتری دارد. البته شاید برداشت من از این جملات اشتباه بوده به هر حال الله و اعلم....
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 16:32 روز سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
امروز صبح آخرین خواب تابستانه ام را کردم جاتون خالی تا ساعت ۱۱ صبح خوابیدم تا ذخیره ای باشد برای جبران یک سال زود از خواب بیدار شدن در آینده.
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 21:46 روز دوشنبه سی ام شهریور 1388
ببخشید شما همون شنل قرمزی معروف هستید؟؟؟

نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 21:30 روز دوشنبه سی ام شهریور 1388
خودم از کار خودم تعجب می کنم می دونید چرا ؟
به دلیل این که همه ی دوستانم در پایان سال تحصیلی اتاقشون رو تمیز می کنند ، وسایل غیر ضروری را دور می ریزند و در آغاز سال تحصیلی جدید به خرید لوازم ضروری برای تحصیلشون می پردازند. اما بنده به طور کامل عکس این عمل می کنم. وقتی سال تحصیلی تمام می شود من به سراغ خرید وسایل مورد نیازم برای مهر ماه می روم و دو سه روز قبل از شروع سال تحصیلی جدید هم به تمیز کردن اتاقم و همچنین تغییر دکوراسیون آن می پردازم که امروز از آن روزها بود،جای شما خالی.
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 11:19 روز یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388
الهی یک ماه از خود بیرون شدم تا تو را رویت کنم
افسوس در من حلول کرده بودی و من نمی دانستم
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 10:27 روز یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388

روزه از خيمه ما دوش هميشد به شتاب
عيد فرخنده فراز آمد با جام شراب
چه توان كرد اگر روزه ز ما روي بتافت؟
نتوان گفت مر او را كه ز ما روي متاب
چه شود گر برود؟ گو برو و نيك خرام
رفتن او برهاند همگان را ز عذاب
نویسنده : عطیه زارع مهرجردی - ساعت 1:19 روز چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388
غم مخور ایام هجران رو بپایان می رود
این خماری از سر ما می گساران می رود
پرده را از روی ماه خویش بالا میزند
غمزه را سر میدهد غم از دل و جان می رود
بلبل اندر شاخسار گل هویدا میشود
زاغ با صد شرمساری از گلستان میرود
محفل از نور رخ او نورافشان میشود
هر چه غیر از ذكر یار از یاد رندان میرود
ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان میرود
وعده دیدار نزدیك است یاران مژده باد
روز وصلش میرسد ایام هجران میرود